شاه پسر93

خرید بک لینک
ازشمال که برگشتیم دوروزم خونه مامان جون موندیم توخونه با باباجون و خاله دنبال بازیمیکردی و بهت خوش میگذشت این روزا فقط دوست داری بازی کنی حرفای جدید هم یادگرفتی خیلی قشنگ صحبت میکنیبا کتابا و مداد رنگیات مشغول میشی با ماشینات خیلی بازی میکنیبا مغازه و خوراکی خریدن هم آشنا شدی جدیدا دیگه شیر خوب شاه پسر93...

ما را در سایت شاه پسر93 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:25

بهمن ماه قشنگی بود یکی از قشنگیاش باریدن چند باره ی برف بود.تواین ماه بازی قایم باشک رو خیلی دوست داشتی وهمش میرفتیتوی کمدت درم میبستی8 ام بهمن مهمون سرزده ازشمال داشتیم پدرجون و مادرجون اومده بودنهوا بارونی بود انقد بازی و شیطونی کرده بودی که رفته بودی اتاقت و رویقالیچه ت خوابت برده بود البت شاه پسر93...

ما را در سایت شاه پسر93 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:25

این روزا دیگه داریم کم کم واسه سال جدید آماده میشیم دیگه آخرین روزایسال رو پشت سر میذاریم.یکی دو بار با خاله جون رفتیم خرید یه بارم بردیمتخانه و کاشانه کرج برات کمی خرید کردم.درحین خرید بازی هم میکردیماشین سواری و ...یه عروسک لاک پشت خواستی برات خریدم خیلی دوسش داشتیتوت فرنگی خیلی دوس داشت شاه پسر93...

ما را در سایت شاه پسر93 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:25

از روز یکم فروردین تا روز12 ام شمال بودیم یه روز بردیمت اسکله ی بندر انزلیوتو کشتیهای زیادی ازنزدیک دیدی اونجا واسه مرغهای دریایی نون میریختنتوام ذوق میکردی میگفتی بگیریمشون.یه روزم با شوهرعمه که شغلش آتشنشانه بردیمت یه ایستگاه آتشنشانیاونجا سوار ماشین آتشنشانی شدی و دوست نداشتی پیاده بشی. شاه پسر93...

ما را در سایت شاه پسر93 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:25

صفحه بندی